![]() |
دختری از لابه لای علف زارها |
![]() |
|
ما میتوانیم کودکی را که از تاریکی می ترسد حفاظت کنیم فاجعه آن زمانیست که انسان از نور بترسد یکی از کار هایی که خود را در اغوش آن افکندم کتاب بود ..خواندن خواندن و خواندن...... و مدت هاست هر چه که بیشتر مینوشم تشنه تر می شوم اگر دلتان خواست بعد از روز مره گی ها و تمام دویدن هایتان به این کتاب ها سری بزنید یادتان باشد فاجعه آن زمانیست که انسان از نور بترسد .. ۱ـ کیمیاگر نویسنده : پائولو کوئلیو ترجمه :آرش حجازی تحقق بخشیدن به افسانه شخصی یگانه وظیفه ی ادمیان است. همه چز تنها یک چیز است و هنگامی که آرزوی چیزی را داری سراسر کیهان همدست میشود تا بتوانی این ارزو را تحقق بخشی. ۲ـ رساله ای در باره عشق عطیه برتر نویسنده : پائولو کوئلیو ترجمه : آرش حجازی سه چیز می ماند ایمان .امید. عشق اما عشق برترین ان هاست ۳ـ دوستی صمیمانه با خدا نویسنده :جوی داو سون ترجمه:ایلیایی ( مقدس باشید زیرا من خدای شما قدوس هستم ! ) ۴ـ شازده کوچولو نویسنده: انتوان دوسن تگزو پری ترجمه:احمد شاملو روباه گفت: ادم فقط از چیزهایی که اهلی میکند می تواند سر در ا ورد. ادم ها دیگر برای سر در اوردن از چیز ها وقت ندارند.همه چیز را همین جور اماده ار دکان ها می خرند.اما چون دکانی نیستکه دوست معامله کند ادم ها مانده اند بی دوست... تو اگر دوست می خواهی خب منو اهلی کن! روباه گفت:ادم ها این حقیقت را فراموش کرده اند اما تو نباید فراموش کنی.تا زنده ای نسبت به انی که اهلی کرده ای مسئولی. ۵ـ ملا صدرا فیلسوف و متفکر بزرگ اسلامی نویسنده:هانری کوربن ترجمه:ذبیح ا.لله منصوری. نگاه کویری.... من از اردستان حرف میزنم با آن خیابان های خلوتش و آن قدمت مقدسش اردستان مثل قدیمش نیست به خداوندی خدا نیست نه رستمی مانده است نه سهرابی نه فرامرزی حالا میروم کنار قنات ار ونه زار زار اشک میریزم بعد تمام پله های متروک آن قنات دو طبقه را با سر عتی سر سام آور میدوم آن چنان که قلبم به شماره بیفتد شاهنامه باز میکنم به نیت تمام اسطوره های قدیمی..... کاش بودی کاوه اهنگر کاش بودی و میدیدی که ارگ دستانت....وای.... این اردستان فلسفه دارد اما اردستان بی فلسفه زیبا تر است دلم دیگر تاب ویرانی ندارد دستی بکش به روی همه ی جنازه های پوسیده موافقی ؟ برویم لباس بخریم ؟ آخر می خواهیم نو شدنمان را جشن بگیریم ملکه رویا.... |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 18:24 توسط ملکه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |
| پیوندها |
|
RSS
|